و تو خود را نمی شنوی تورا بارها گريستم وتو چتر غرورت را بر فراز آسمانت بر افراشته ای من تو شده ام وتو خود را نمی بينی پابه پای برگهای پاييزی فرو ريختم وتو.... صدای خش خش قدمهايت نمی شکند خواب اين خفته پر آشوب را من همچنان نفس می کشم وتو حبس شده ای در بيغوله دنيا آنقدر تار تنيد ای که تار می بينی ام آنقدر خفته ای که خواب می بينی ام تو در تب وتاب و من بی تاب تو اينجا ومن می روم به ناکجا
بعد از تو میدونم هیچ عشقی نمیآد روی خط شب منو یک نگاه حرف نا تموم راه نیمراه توی فکر تو منو جاده ها یاد قصه ها یاد بوسه ها اگه عشق تو باشه یک گناه دوستت دارم دوستت دارم باز زیر چتر عشق آرزو توی پشت سر توی روبرو توی حرف اولی مثل یک سلام بغض آخری توی غم صدام اگه عشق تو باشه یک گناه دوستت دارم , دوستت دارم باز
صدای تو بیداری ریشه ، آواز سبز برگه صدای تو پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه صدای تو آهنگ شکستن بغض یه دنیا حرفه تصویری از آواز صریح قندیل و نور و برفه هیشکی مثل تو نبود هیشکی مثل تو منو باور نکرد هیشکی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد هشکی مثل تو نبود ساده مثل بوی يک اطلسی یا بلوغ یه صدا میون دغدغه ی دلواپسی تو غرورت مثل کوه مهربونیت مثل بارون ، مثل آب مثل یه جزیره ، دور مثل یه دریا ، پر از وحشت خواب هیشکی مثل تو نرفت هیشکی مال تو نموند شعرهای تنهاییمو هيشکی مثل تو نخوند همه حرفام مال تو همه شعرهام مال تو دنیای من شعرمه همه دنیام مال تو
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش مرا کم اما همیشه دوست بدار این وزن آواز من است عقربه های ساعت رو به مشرق یخ بسته اند چشمانم سکوت کرده اند فقط نیمی از بلور مهتاب در آسمان پیداست و نیم دیگرش را ابرها به اسارت برده اند دلم هوای تپیدن با ستارگان و چشمانم هوای باریدن با ابرها را دارد در چشمانت خیره می شوم و مرغان بازیگوش نگاهت را به لبخندی شادمانه پرواز می دهم و خود عاشقانه بر ساحل چشمانت می نشینم تو پلک بر هم میزنی و هر بار فصلی از خاطره های سبزم مرور می شود زمان می وزد و در مسیر ثانیه ها خاطراتم تبخیر می شوند مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش مرا کم اما همیشه دوست بدار این وزن آواز من است عزیزترینم کاش می توانستم مثل تو بی نهایت باشم تو که بی هیچ چشم داشتی فقط نثار می کنی و من که خودخواه خود خواهم
raha_designer_1@yahoo.com